سلام به اونایی که به این وبلاگ یک روزی میومدن و این وبلاگ واسه خودش برو بیایی داشت امیدوارم حال همه بچه های وبلاگ نویس خوب باشه .
نمیدونم از کجا شروع کنم راستش دیگه هیچ علاقه ای به وبلاگ نویسی در حال حاظر ندارم یادش بخیر روزایی که دو سه روز یه با آپ میکردم نمیدونم اون روزا کجا موندن نمیدونم شاید کم آوردم یا شایدم خسته شدم خلاصه بعد از یک سال و خورده ای دقیقا یادم نیست این وبلاگ رو کی رها کردم خلاصه بعد از مدتها اومدم یه مطلبی بنویسم تا شاید فضای تار عنکبوتی وبلاگ رو عوض کنم .
سره شما رو درد نمیارم میدونم که دیگه به این وبلاگ کسی نمیاد ولی گفتم که واسه حال وبلاگ هم که شده یه دستی بهش بکشم بد نیست
فکر کنم خودتون خوب میدونین که چرا دیگه اپ نمیکنم اگه نمیدونین یه سری به پستای قبلی بزنین حتما متوجه میشین
اوکی
بگزریم
برای همه عاشقای روی کره زمین آرزوی خوشبختی میکنم امیدوارم همیشه زندگی به کامشون شیرین باشه
سلام دوستای عزیزی که به وبلاگ ما می اومدین و با اومدنتون باعث دلگرمی من و گیتار میشدین .
واقعیت اینه که همه چیز یه روزی تموم میشه و روزه پایان ما هم خیلی زود رسید . مثل همه عشقها . فرقی نمیکنه حالا یه کم دیر یا زود مهم اینه که دل شکستن ورفتن قانون شده . هر چند همه اولش به همدیگه قول میدن که قانون شکن باشن و به جاش اون چیزی رو که نمیشکنن دل همدیگه باشه . ولی دقیقا بر عکس رفتار میکنن .
راستش چند ماهه که میخواستم بیام و از همه خداحافظی کنم ولی دلم نمی اومد اما دیگه موندن توی این خونه مجاز نیست چون من فقط یه مهمون بودم هر چند گفته بودن صاحب خونه هستم ولی حالا که دیگه همون مهمون هم نیستم . دوستای خوبی پیدا کردم اینجا از همتون ممنونم که یه مدت منو تحمل کردین اما دیگه نیازی به تحمل نیست امیدوارم صاحب خونه مثل قبلا خونشو خوب نگهداره و دوباره به کار وبلاگ نویسی برگرده و واسه طرفداراش بنویسه .
برای شنیدن صدایی که دوستش میداری همین لحظه هم بسیار دیر است، افسوس خواهی خورد زمانی را که آن سوی سیم ها کسی بی احساس میگوید: برقراری ارتباط با مشترک مورد نظر مقدور نمی باشد
خیلی دوستت دارم.تو بهترين اميدهارو در قلبم اينستال کردي.عکستو در بک گراند قلبم قرار دادي.تو روي قلبم با ملايمت کليک کردي.عشق را در زندگي من ريست کردي و تمام غمهام رو شيفت ديليت کردي.من هر جا باشم قلبم به تو کانکته.عشق تو قلب و مغز منو هک کرده.اسم تو در جاي جاي وجودم ادد شده يه جوري که قابل ايگنور نيست
عشق یعنی ... یک موهبت طبیعی که باید اونو پرورش داد
عشق یعنی ... وقتی دلت می ره نتونی جلوشو بگیری
.عشــــــــق یعنی ... جذب شخصیتش بشی
عشق یعنی ... جواهر قیمتی خودتو به دست بیاری
.عشـــــــــق یعنی ... توی ذهنت خودتو با اون مجسم کنی.
عشـــــــق یعنی ... وقتی توی انتخابت شک نداری
عشق یعنی ... کم کردن فاصله ها.
عشــــــــــق یعنی ... کلید یه رابطه محکم.
عشــــــــق یعنی ... دو تایی سوار یه ماشین قوی توی پستی و بلندی ها.
عشـــــــق یعنی ... فرار کردن به دنیای خصوصی خودتون
عشق یعنی ... وقتی توی دنیا هیچ چیز جز خودتون دو تا اهمیت نداره
عشق یعنی ... به جای اینکه بره ها رو بشماری آنقدر به اون فکر کنی تا خوابت ببره.
عشـق یعنی ... حرفشو باور کنی.
عشق یعنی ... تو گوش هم زمزمه کردن.
عشق یعنی ... یه جشن مخصوص. عشق یعنی ... با شادی و خوشبختی تا آخر عمر با هم بودن
عشق یعنی .... من
عشق یعنی .... تو
عشق یعنی ... قصهء زندگی ما
شب که میرسد به خودم وعده میدهم که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت
صبح که فرا میرسد و نمی توانم بگویم ، رسیدن شب را بهانه میکنم و باز شب میرسد و صبحی دیگر! و من هیچ وقت نمی توانم حقیقت را به تو بگویم! بگذار میان شب و روز باقی بماند که چقدر دوستت دارم
با آرزوی هر آنچه که برایت مفهوم خوشبختـــــــــــــــــــــــــــــــــــی دارد
من نویسنده جدیده وبلاگ هستم البته گیتار جان افتخار داد به من و به من اجازه همکاری داد من مثل گیتار تبهر ندارم در وبلاگ نویسی ولی سعی میکنم وبلاگو داغون نکنم ( البته به امیده خدا).
مرسی از شما که نظر میدی و شما که میخوای نظر بدی.
بچه ها حتما بگید نظرتونو راجع به همکاریه من با گیتار.
شب سردی است،و من افسرده راه دوری است،و پایی خسته تیرگی هست و چراغی مرده می کنم تنها،از جاده عبور: دور ماندند ز من آدمها سایه ای از سر دیوار گذشت، غمی افزود مرا بر غم ها فکر تاریکی و این ویرانی بی خبر آمد تا با دل من قصه ها ساز کند پنهانی نیست رنگی که بگوید با من اندکی صبر، سحر نزدیک است هر دم این بانگ برآرم از دل: وای، این شب چقدر تاریک است! خنده ای کو که به دل انگیزم؟ قطره ای کو که به دریا ریزم؟ صخره ای کو که بدان آویزم؟ مثل این است که شب نمناک است. دیگران را هم غم هست به دل، غم من،لیک،غمی غمناک است